ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

745

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

مروان يا رشيد زمامداران آن پياپى در اجتماع يا عمران جانشين يك ديگر ميشوند و همان افراد عمران را پياپى دنبال مىكنند و نگهبان بقا و موجوديت آن مىباشند و يكى به ديگرى شباهت نزديك دارد و ازينرو اختلال بسيارى به آن راه نمىيابد زيرا دولت حقيقى مؤثر و فاعل در مادهء اجتماع از آن عصبيت و قدرت لشكرى است [ 1 ] و آن هم با زمامداران دولتها بطور استمرار ادامه مىيابد . ليكن هر گاه آن عصبيت از ميان برود و عصبيت ديگرى كه در اجتماع مؤثر باشد آن را منكوب كند كليهء خداوندان قدرت آن دودمان منقرض ميشوند و خرابى و نابسامانى بزرگى بدولت راه مىيابد چنان كه در آغاز فصل ثابت كرديم . [ و خدا بر هر چه بخواهد تواناست « اگر خواهد شما را ببرد و خلقى تازه بياورد و آن بر خدا دشوار نيست » ] [ 2 ] . فصل بيستم در اينكه برخى از شهرها بصنايع خاصى اختصاص مىيابند زيرا پيداست كه به علت تعاون و همكارى كه در طبيعت اجتماع وجود دارد - كارهاى مردم يك شهر ( به يكديگر پيوسته است ) و يكى موجب پديد آمدن ديگرى مىشود و هر كارى كه بدينسان مورد لزوم واقع ميگردد به برخى از مردم شهر اختصاص مىيابد كه آن را پيشهء خود ميسازند و در ساختن آن مهارت و بصيرت پيدا ميكنند و بدان اختصاص مىيابند و آن را وسيلهء معاش و روزى خود قرار ميدهند زيرا صنعت مزبور مورد نياز عموم اهالى شهر مىباشد و كارى كه در يك شهر ضرور نباشد و عامهء مردم بدان احتياج نداشته باشند كسى بدان توجه نميكند و متروك ميگردد زيرا

--> [ 1 - ) ] از ( ينى ) در چاپ‌هاى مصر عبارت مغشوش است . [ 2 - ) ] عبارات داخل كروشه در چاپ‌هاى مصر و بيروت نيست و قسمت داخل گيومه ترجمهء آيات ذيل است : إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ وَ ما ذلِكَ عَلَى الله بِعَزِيزٍ 14 : 19 - 20 . سورهء ابراهيم ، آيهء 19 - 20 در چاپ‌هاى مصر و بيروت آخر فصل چنين است : « و خدا سبحانه و تعالى داناتر است . در « ينى » هم آخر فصل مطابق ( پ ) و اين ترجمه است .